تبليغاتX
رهاب

                                          صبر  بسیار  بباید  پدر پیر  فلک  را

                                           تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

                                        پرویز یاحقی 

استاد "پرويز ياحقي" نوازنده چيره دست ويولن و آهنگساز حوزه موسيقي ايراني در سن 72 سالگي دار فاني را وداع گفت. داود گنجه ای ،موسیقیدان و نوازنده کمانچه ضمن ابراز تاسف خود با اعلام این خبر به نقل از دکتر جهانشاه برومند (نوازنده ویولن)گفت : هنوز علت دقیق مرگ وی مشخص نشده است و برای کسب اطلاع در این زمینه به فرصت بیشتری نیاز داریم .

استاد ياحقي در سال 1313 در تهران متولد شد و از سنين نوجواني تعليم ويولن را نزد دايي هنرمند خود حسين ياحقي آغاز كرد.وي همچنين از محضر زنده ياد استاد ابوالحسن صبا بهره مند شد.به نواختن سه تار نيز آشنايي كامل داشت ، اما ساز تخصصي او ويولن بود كه هرگاه شروع به نواختن مي‌‏كرد و صداي ساز خود را به گوش دلباختگان هنر مي‌‏رساند ، دل از هر عارف و صاحب‌‏دلي مي ربود.

زنده‌‏ياد ياحقي هنگامي طفلي خردسال بود كه همراه دايي هنرمند خود، زنده ياد حسين ياحقي پا به راديو گذاشت و به عنوان نوازنده خردسال، در برنامه‌‏هاي راديو شركت كرد.
پرويز ياحقي همكاري خود را ، تا سن 18 سالگي با راديو ادامه داد ، تا اينكه بنا به دعوت شادروان داوود پيرنيا براي برنامه گل‌‏ها دعوت شد و او آهنگي به نام "اميد دل من كجايي" را براي اين برنامه ساخت كه با صداي زنده ياد "غلامحسين بنان" پخش شد كه نوازندگان اركستر اين آهنگ عبارت بودند از : ابوالحسن صبا ، حسين ياحقي ، مرتضي محجوبي ، علي تجويدي ، حبيب اله بديعي ، محمد مير نقيبي ، نصراله زرين پنجه ، حسينعلي وزيري تبار ، حسين تهراني و پرويز ياحقي كه اين عزيزان هر كدام خورشيدي تابان بودند كه هيچ گاه آوازه هنر غروب را شاهد نخواهد بود.
استاد پرويز يا حقي يكي از بهترين سليست‌‏هاي برنامه گلها بود و آثار به جاي مانده اين هنرمند والا براي هر صاحب دلي الهام برانگيز است .
پرويز ياحقي يكي از هنرمندان چيره دست و بداهه نواز موسيقي ايراني بود. وي هنگام نواختن دستگاهي يا گوشه‌‏اي مقامات موسيقي ايران به خوبي و شايستگي تمام آن قسمت موسيقي را بدون هيچ لغزش و انحرافي به پايان برد كه در اين كهكشان‌‏هاي آسمان هنر موسيقي ايران از استثنائات روزگار بوده و از ويژگي‌‏هاي اين هنرمند بي نظير است.

.......................................................................................................................................

سايت هنر و موسيقي: بایک بختیاری، مدیر برنامه و از شاگردان زنده یاد یاحقی با اعلام این خبر به سایت هنر و موسیقی گفت: از روز چهارشنبه که با منزل ایشان تماس می گرفتیم جوابی دریافت نمی کردیم تا اینکه صبح روز جمعه همراه با دکتر جهانشاه برومند به منزل ایشان مراجعه کردیم و در کمال نا باوری با پیکر بی جان استاد یا حقی مواجه شدیم.

وی افزود: دست چپ وی که سال گذشته دچار سانحه شده بود سیاه شده بود ولی دمای پایین محل سکونت وی و سردی هوا مانع آن شده بود که جسد ایشان بو بگیرد. طبع نظر پزشک قانونی، از زمان فوت یا حقی مدت 48 ساعت می گذشت و در واقع ایشان روز چهارشنبه درگذشته بودند و با توجه به اینکه تنها زندگی میکردند کسی از مرگ وی تا روز جمعه مطلع نشده بود.

 گزارش فارس از این مراسم :

پيكر «پرويز ياحقي»تا بهشت زهرا تشييع شد.

        جمعیت حاضر در مراسم تشییع

شجريان: «ياحقي» نابغه موسيقي ما بود.

سخنرانی استاد شجریان در مراسم تشییع جنازه

به گزارش خبرنگار فارس،در اين مراسم كه با حضور «محمد‌حسين ايماني خوشخو» معاون هنري ارشاد،«محمد‌حسين احمدي»مديركل دفتر موسيقي و شعر وزارت ارشاد، «محمد‌رضا شجريان»،«رحيم معيني كرمانشاهي»،«حميد‌رضا نوربخش»،«داريوش پيرنياكان»،«محمد سرير»،«محمد ميرزماني»،«پري بنان»،«پري زنگنه»،«فرهنگ شريف»و تني چند از هنرمندان برگزار شد،«معيني كرمانشاهي»گفت:«پرويز ياحقي» شدن كار آساني نيست و آفرينش آن هنرمند نيز تكرار‌ناپذير است. همچنين آرشه او نيز حتي ديگر تكرار نمي‌شود او از امروز و از زماني كه به خاك سپرده مي‌شود، زندگي ديگر خود را آغاز مي‌كند.

«فرهنگ شريف»نوازنده تار نيز با بيان اينكه او مرد بي‌جانشين بود، افزود: هنر در ذات «ياحقي» بود. او صاحب بهترين سبك بود و حالات موسيقي اصيل را به بهترين وجه در مي‌آورد.درحال حاضر من 100 ساعت نوار خصوصي با او دارم كه اميدوارم اين نواها به گوش علاقمندان برسد. من از جوانها مي‌خواهم كه از سبك او الهام بگيرند و راه او را دنبال كنند.

در ادامه «همايون خرم »نوازنده برجسته‌ ويلن گفت:«ياحقي»همانطور كه راحت ساز مي‌زد، جهان را هم به راحتي ترك كرد. او با اين همه احساس مدتها بود كه ديگر فعاليتي نمي‌كرد و مدتها خودش را در كار محدود كرده بود.
وي افزود: در حال حاضر شاهد هستيم كه جوانها هنوز از آهنگهاي 50 سال پيش صحبت مي‌كنند اين آهنگها عصاره وجود آدمهايي است كه با موسيقي زندگي كرده اند و موسيقي توسط اين افراد رقم خورده و ماندني شده است.
«خرم»در خاتمه خاطرنشان كرد:توزيع آهنگهاي منتشر نشده او بايد در زمان يادبودش انجام شود و متاسفم از اينكه كاش اين استقبال امروز در زمان حياتش انجام مي‌شد.

در ادامه اين مراسم و زماني كه هنوز پيكر اين نوازنده ويلن به تالار وحدت نرسيده بود «محمدرضا شجريان» گفت: هنوز از تاثير و تاسف فقدان «علي تجويدي»زماني نگذشته است كه داغ ديگري بر دلها زده شد.«ياحقي»نابغه موسيقي ما بود كه به حق ويلن را در بين مردم ما به خوبي شناساند. او حق بزرگي به گردن ويلن دارد. هركسي كه دستي به ويلن مي‌‌برد مي خواست مثل او ساز بزند.


بعد از صحبتهاي «شجريان»،«حسين خواجه اميري»(ايرج)، خواننده نيز گفت: من از اين موضوع بسيار متأسفم و فقدان او را به جامعه موسيقي تسليت مي‌گويم.بيش از 60 درصد كارهاي من در برنامه گلها با «ياحقي»بود.


در ادامه «قاسم رفعتي»خواننده به خواندن يك قطعه براي «ياحقي»پرداخت و سپس «فضل الله توكل» يكي ديگر از هنرمندان برنامه تكنوازان راديو با بيان اينكه شأن و مقام «ياحقي»از همه اين مسائل بالاتر بود،اظهار داشت:من زبانم برنمي گردد اين غم را تسليت بگويم. ما هنرمندي را از دست داديم كه تا هزاران سال ديگر هم چنين كسي را نخواهيم داشت. آثار جاويدان او در قلب همه به يادگار خواهند ماند.

 

«پري زنگنه» نيز گفت: بهتر است ساز «ياحقي» را با خودش به خاك بسپاريم چون كس ديگري نمي تواند آن را بنوازند.
در پايان «محمدميرزماني» آهنگساز و مديركل توليد مركز موسيقي صدا و سيما افزود: تمام زندگي ما پر از نواهاي ساز اين عزيزان بوده است. من به همه آنها عشق مي ورزم و به عنوان عضو كوچكي از خانواده موسيقي درگذشت «ياحقي»را تسليت مي گوييم.
پيكر مرحوم «ياحقي»پس از صحبتهاي اين هنرمندان به حيات تالار وحدت رسيد و سپس اين هنرمند را براي خاكسپاري تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشييع كردند.

همچنین مراسم سوم «پرويز ياحقي» روزچهارشنبه 18 بهمن ماه از ساعت 16 تا 30/17 در مسجد نور واقع در ميدان فاطمي برگزار شد.

جمعیت حاضر در مسجد نور

محمد شبستری ( مدیر سالن مسجد) در باره ازدحام به وجود آمده به خبر نگار مهر گفت: این بی سابقه ترین مجلس ترحیم از بدو تاسیس این مسجد تا کنون است و به نظر من این شلوغی به هنر دوست بودن مردم ایران برمیگردد.

باور کنیم یا نه « پرویز یاحقی» بزرگ مرد موسیقی ایران اکنون دیگر در جمع ما نیست و بعد از این هم هرگز نخواهد بود.

پرویز یا حقی

                                                            

                                                        روحش شاد، نامش جاودانه، و یادش گرامی باد.

 

.......................................................................................................................................................................................

منابع:

آفتاب

 هنر و موسیقی

مهر

حیات

وبلاگ تحریر

وبلاگ آفتاب نیمه شب

 

+ نوشته شده توسط مهدیه در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 20:1 |

فرق دستگاه و آواز دو موضوع قابل بحث برای بسیاری از هنر آموزانی است که در ابتدای راهند . برای روشن شدن موضوع ابتدا به تعریف دستگاه و آواز می پردازم و سپس فرق این دو را بیان می کنم:

موسیقی سنتی ایران از دستگاهها، ملحقات یا متعلقات و گوشه های موسیقی تشکیل شده است.

 

تعریف دستگاه :

دستگاه از دو واژه ی «دست» و « گاه» به معنای مکان؛ زمان و نغمه تشکیل شده و مانند لغت پهلوی «دستان» در موسیقی دوران ساسانی، به نوعی موسیقی که با دست اجرا می شود، اشاره می کند.

يک دستگاه موسيقي از نظر قالب، قطعه اي کامل است و مانند سونات و سمفوني داراي قواعد و قسمتهاي مختلفي است که با ساز و آواز اجرا مي شود.در موسيقي غربي، معمولآ قطعاتي که به وسيله ساز يا ارکستر نواخته مي شود با موسيقي آوازي فرق دارد.اما در دستگاه موسيقي ايراني، آواز قسمت اصلي و مرکزي موسيقي است و قسمتهاي پيشين آواز(پيش درآمد و چهار مضراب)و قسمتهاي بعدي آواز(تصنيف و رنگ)در حقيقت به طور مقدمه يا خاتمه موسيقي، به آن بستگي دارد.

 

انواع دستگاهها:

 

 

دسته بندی دستگاه ها بنا به اعتقاد قدما بر ای اساس است:

 

 

1- دستگاه شور: (شامل 15 گوشه)

آواز ابو عطا (شامل 9 گوشه)

آواز بيات ترک (شامل 12 گوشه)

آواز دشتي (شامل 9 گوشه)

آواز افشاري (شامل 9 گوشه)

 

2- دستگاه همايون: (شامل 12 گوشه)

 

آواز اصفهان (شامل 11 گوشه)

 

3 – دستگاه سه گاه (شامل 10 گوشه)

4 – دستگاه چهار گاه (شامل 10 گوشه)

5 – دستگاه ماهور (شامل 20 گوشه)

6 – دستگاه راست پنجگاه (شامل 14 گوشه)

7 – دستگاه نوا (شامل 14 گوشه)

 

 پاره اي از ويژگيهاي دستگاهها:

 

دستگاه شور را مادر آوازهاي موسيقي ايراني نام نهاده اند، و علت آن هم وجود ملوديهاي متنوع مناطق مختلف ايران در اين دستگاه مي باشد.آوازهاي ابوعطا يا دستان عرب، بيات ترک يا بيات زند، آواز دشتي يا چوپاني از ملحقات اين دستگاه مي باشند.

دستگاه همايون که آواز اصفهان را در بر مي گيرد، با دستگاه شور کاملآ متفاوت است.

دستگاههاي سه گاه و چهار گاه تا حدودي به يکديگر شباهت دارند، اما دستگاه ماهور دستگاهي کاملآ متفاوت است، و گام آن با گام بين المللي مطابقت دارد.

دستگاه راست پنجگاه، قديمي ترين دستگاه موسيقي ايراني محسوب مي شود که شباهت زيادي با دستگاه ماهور دارد.

بطوريکه برخي از بزرگان موسيقي، اين دو دستگاه را يکي مي دانسته اند، و آخرين دستگاه موسيقي دستگاه نواست که در بعضي قسمتها با دستگاه شور نزديک مي نمايد.

 

 

تعريف آواز:

 

آواز مجموعه اي از نغمه هاست که با ريتم آزاد، و برخي اوقات با وزن آميخته با ميزان اجرا مي گردد. آوازها در اصل قسمتي از دستگاهها مي باشند

 

تعريف گوشه:

 

در هر دستگاه و آواز تعدادي گوشه با اسامي مختلف به کار مي رود. گوشه، جزء کوچکي از موسيقي است که به تنهايي استقلال ندارد، اما هر گوشه به آهنگ خاصّي خوانده و نواخته مي شود و نوازنده و خواننده روي اين گوشه ها بديهه نوازي و بديهه خواني مي کنند.

در ناريخ موسيقي ايران بيش از يک هزار کوشه متداول بوده است که امروزه فقط  حدود يکصد و پنجاه گوشه در قالب هفت دستگاه و پنج آواز خوانده و نواخته مي شود، و مابقي آنها در رهگذر تاريخ به فراموشي سپرده شده است.

برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .
توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در دستگاه دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد که بتوانند چنین هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و " نوای نی " و آهنگ " آه سحر" از روح الله خالقی .

 

فرق دستگاه و آواز:


حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :
اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .
تقسیم بندی بدین صورت است :
1
- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .
2
- دستگاه شور شامل آوازهای دشتیابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است .
3
- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .
4
- دستگاه چهارگاه
5
-دستگاه سه گاه
دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند(دسته بندی فوق) بدین صورت که راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه نیز در پرده های ماهور نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد .
البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .
نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و کسانی که بر این موارد تسلط داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی برای مرکب نوازی وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم ( یا به عبارت بهتر اختراع نشده است ) نشده است.

 

 

+ نوشته شده توسط مهدیه در شنبه هفتم بهمن 1385 و ساعت 16:58 |
طبّال ِ خردسال در میان عملگان طرب...

درویش خان

ناصرالدین شاه ملیجک را که دید دست هایش را روی شکم گذاشت و از ته دل خندید. آرام که شد سبیلش را تاب داد و گفت: بیا نزد ما!... پدر سوخته شیطان!...
ملیجک نزدیک تر آمد و به آن صدای خنده آورش لحنی جدی داد و سینه سپر کرد و گفت: گروه موزیک ملیجکِ عزیر السلطان تقدیم می کند...
و آنگاه دستش را به دعوت به سوی ورودی چرخاند. دسته موزیک وارد شد. یکی کمانچه به دست داشت و آن دیگری سنتور و آن یک شیپور و طبل و نقاره ... عملگان طرب به حضور شاه که رسیدند تعظیم کردند. ملیجک دهان را به خنده ای از روی شوق باز کرده بود.
شاه گفت: عجب... پس برای خودت دسته موزیک راه انداخته ای...
ملیجک خندید و گروه موزیک شروع به نواختن کرد...
در میان عملگان طرب کودکی بود که طبل کوچک می نواخت: غلامحسین درویش... در آن روزگار که نوازندگان و موسیقی دانان هیچ اجر و قربی نداشتند درویش قدم های اولش را بر می داشت تا روزی بزرگترین نوازنده تار - ساز ملی ایران - شود...

***

درویش یگانه زمان:

درویش خان

                                         تار دهم در کف درویش خان... تا بدمد بر بدن مرده جان...

- بر سر ما منت گذاشتید جناب درویش که تشریف فرما شدید... مجلس ما را نورانی کردید... ما را سرافراز کردید... خوش آمدید... خوش آمدید...
درویش خان سلام ها را یکایک جواب گفت و دست هایی که به سویش دراز شده بود را به گرمی فشرد. از آنجا که آدمی نبود که در عرضه کردن هنرش بخیل باشد تار و سه تارش را هم همراه آورده بود. در کنار حوض زیبای حیاط اندرونی فرش پهن کرده بودند و همگی روی زمین نشسته بودند. درویش خان در میان جمع جای گرفت و با پنجه هنرمندش شروع به نواختن تار کرد. قطعات و تحریرها همچون رایحه ای دل انگیز در فضا می پیچید و در اذهان می رقصید... ذهن ها به رویایی شیرین فرو رفته و در ذهن خود درویش، روزهای شاگردی آقا حسینقلی فرایاد می آمد...
...
- قطعه همایون را که درس گرفته ای بنواز درویش...
درویش در چهره استاد نگاهی کرد و شروع به نواختن کرد. آقا حسینقلی - که همراه برادرش میرزا عبدالله از یگانگان تارنوازی بود - از قدرت پنجه شاگردش به وجد آمده بود و سرش را هماهنگ با مضراب های درویش تکان می داد...
درویش مضراب آخر را که به سیم زد چشم در چشم استادش دوخت. برق محبتی جهید... درویش از تاریخ سازان موسیقی ایران می شد... آقا حسینقلی در این باره شکی نداشت...
...
تکنوازی تار درویش میهمانان را به وجد آورده بود. با اتمام تارنوازی، درویش رو به کسی که در نزدیکی اش بود کرد و گفت: یا پیر جان... آن سه تار را بده به من...
پنجه درویش در سه تار نوازی هم بی بدیل و یگانه بود...

***

پیش درآمد و ورود:

در میان موسیقی دانان ایران قدیم معمول بود که ابتدا نوازنده درآمد دستگاه مورد نظر را اجرا می کرده و با همراهی آواز، سوال و جوابِ ساز و آواز ادامه پیدا می کرده است... شکل دهی فرم پیش درآمد و رِنگ که از ابداعات درویش خان است، تنوعی تازه به موسیقی ایرانی بخشید و آن را هزار بار شیرین تر و دلپذیر تر نمود...

 

تمرین گروهی:
- چه بنوازیم؟
درویش در چهره باقرخان ِ کمانچه کش نگاه کرد و گفت: برای این کنسرت قطعه هایی در دستگاه ماهور می نوازیم... کسی پیشنهاد دیگری دارد؟...
رکن الدین خان مختاری گفت: شور و حال ماهور بی نظیر است... مجلس را پرنشاط خواهد کرد... لیکن بیایید قبل از اجرای درآمد و آواز، قطعه ای گروهی بنوازیم...
طاهر زاده که از پشت عینک رکن الدین خان را می نگریست پرسید: چه قطعه ای...
اقبال هم با او همراه شد و با تعجب گفت: چه قطعه ای؟...
درویش خان پا میان صحبت گذاشت و گفت: می توان قبل از اجرای درآمد قطعه ای ضربی نواخت تا گوش شنونده پذیرای آنچه که در راه است باشد. قطعه ای که از میان گوشه های آن دستگاه چیزی در میان خود داشته باشد و با فراز و فرودش شور و حال کلی اثر را به شنونده القا کند...
عبدالله دوامی سرش را به رضایت تکان داد...
درویش خان ادامه داد: اتفاقاً پیش درآمدی هم برای ماهور ساخته ام...
و مضراب را به دست گرفت و پیش درآمد ماهور را با آن ریز های طولانی و ریتم سنگین نواخت...
دری تازه گشوده شده بود تا موسیقی رنگ و بوی لطیفی بگیرد و از یکنواختی ساز و آواز ِِ تنها بگریزد...
به این ترتیب فرم تازه ای مشتمل بر ترتیبِ پیش درآمد، چهارمضراب، آواز، تصنیف و رِنگ به وجود آمد...

***

رِنگ و رقص

رقص... رقص...
قهر و آشتی...
پریچهر و پریزاد...
غنی و فقیر...
ریتم تند...
شادی... شادی...
پایکوبی...
این همه لحظات شیرین...
...
رقص... رقص...
قوّت دست درویش خان مستدام بماند ان شاء الله...قوّت دست درویش خان مستدام بماند ان شاء الله...

***

روزی که درویش از میان ما رفت:

چهارشنبه دوم آذرماه سال 1305 هجری شمسی...
درشکه درویش خان شب هنگام در حینی که به سمت منزل استاد در حرکت بود با اتومبیلی تصادف کرد تا استاد بزرگ تار و سه تار و موسیقی دان برجسته ایران زندگی را بدرود گوید...
در مجلس سوگواری، علی نقی خان وزیری تار به دست گرفت و قطعه ای از درویش خان نواخت... ساز درویش در کنار عکس بزرگش قرار داشت... اشک در چشم ها جمع شده بود...
یگانه مردی که هم هنردوست بود و هم مردم دوست، در گورستان ظهیر الدوله به خاک سپرده شد... درویش بی ریا و متواضع از خود آثار به یاد ماندنی به جا گذاشت تا موسیقی ایران زمین همیشه به آنها ببالد...
و حالا... در شمالی ترین نقطه تهران... مردی در خاک خفته است که روی سنگ قبرش نوشته شده:

درویش اگر ازین جهان رفت
مشنو که فقیر ِ ناتوان رفت
درویش هنرور ِ زمان بود
استادِ هنرور ِ زمان رفت

 .......................................................................................................................................

منابع:

http://www.ajayeb.ir/

http://www.harmonytalk.com

+ نوشته شده توسط مهدیه در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 13:49 |
سلام دوستان عزیزم

من به زودی با پستی با عنوان بهمن رجبی، مردی از نسل دیروز و از قبیله فردا به روز خواهم شد.

و از همه شما عزیزان می خواهم که نظر خود را راجع به این بزرگ مرد موسیقی ایران در عرصه تنبک نوازی ابراز کنید.

ایشان در روزهای ۱۵، ۱۶و ۱۷ آذر ماه به اجرای کنسرتی به همراه ارکستر ملل در تالار وزارت کشور خواهند پرداخت.

+ نوشته شده توسط مهدیه در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 0:36 |

 به مناسبت صدمین سال تولد روح الله خالقی پست این هفته به ایشان و کارهای ارزشمند ایشان در رابطه با موسیقی اصیل و سنتی ایران اختصاص یافته است:

 

 روح الله خالقي

 

روح الله خالقی موسیقیدان، موسیقی شناس، آهنگساز و مولف، از بانیان تجدد خواهی در موسیقی معاصر ایران سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج در کرمان به دنیا آمد.

او از علینقی وزیری در علوم موسیقی غربی، موسیقی تلفیقی ایرانیو شعب مختلف آن در مدرسه عالی موسیقی بهره گرفته و از شاگردانایشان بودند. همچنین در زمینه ویولن از رضا محجوبی، ابوالحسن صبا و اساتید خارجی بهره گرفته و تحصیلات کلاسیک را در دارالفنون و دانشسرای عالی نزد اساتید مختلف گذرانده.

روح الله خالقی موسس سرپرست انجمن موسیقی ملی و هنرستان موسیقی ملی، سردبیر مجله پیام نوین، و عضو شورای موسیقی رادیو تهران بود.

آثار مکتوب او به شرح زیر می باشد:

 

1-     نظری به موسیقی ( 2 جلد)

2-     سرگذشت موسیقی ایران ( 2 جلد)

3-     هماهنگی موسیقی

4-     موسیقی ایران

5-     دستورهای تار و سه تار برای هنرستان موسیقی ملی

 

و همچنین آثار مصوت ایشان شامل تعدادی آهنگ برای ساز تنها، همنوازی .ارکستر بزرگ، با کلام و بی کلام  اجرا در رادیو تهران و بازسازی تصانیف عارف می باشد.

شاگرد شناخته شده : گلنوش خالقی

 

از مهمترین کارهای او در سال های مختلف:

 

1311:

تشکیل هیئت رئیسه بلدیه ( شهرداری): روح الله خالقی، جواد معروفی، علی محمد خادم میثاق، احمد فروتن راد و مهدی دفتری.

 

1313:

سخنرانی وی و اجرای ارکستر کافه بلدیه در تالار اجتماعات دانشسرای عالی تهران.

انتشار نظری به موسیقی ج 1

 

1317:

انتشار نظری به موسیقی ج 2

 

1320:

آغاز دوره جدید مجله موسیقی با همکاری سید محمد محیط طباطبایی، روح الله خالقی، علینقی وزیری و...

تشکیل« انجمن دوستداران موسیقی ملی» توسط وی

انتشار «هماهنگی موسیقی»

 

1321:

ساخت، اجرا و انتشار سرود « ای ایران» ( آهنگ از روح الله خالقی – کلام از حسین گل گلاب )

 

 

1323:

انتشار « نغمه های زیبا: معرفی انجمن موسیقی ملی »

انتشار « آهنگ های محلی ساحل دریای مازندران»

 

1324:

تشکیل باشگاه موسیقی توسط سلیمان سیاح سپانلو و روح الله خالقی

 

1326:

بازدید وی از مرکز پخش صدا در تبریز و ملاقات با اقبال السلطان

 

1328:

تاسیس هنرستان موسیقی توسط روح الله خالقی و تایید هشت ساله برای هنرستان از طرف وزرات فرهنگ

 

1330:

انتشار سرود نفت: تقدیم به دکتر محمد مصدق ( آهنگ: خالقی ، کلام: رهی معیری ) و هدم فوری آنان توسط نیروهای انتظامی حکومت.

 

1332:

تاسیس ارکستر ساز های ملی در رادیو تهران توسط روح الله خالقی

 

1333:

انتشار نخستین جلد از " سرگذشت موسیقی ایران"

 

1334:

تشکیل جلسات نخستین شورای اصلاح موسیقی رادیو تهران و سخنرانی خالقی از رادیو تهران درباره اصلاح موسیقی رادیو

سفر وی و جمعی دیگر به اتحاد جماهیر شوروی: آشنایی با موسیقی جمهوری های مسلمان نشین شوروی.

اعزام وی به هندوستان از طرف اداره کل هنر های زیبای کشوربه منظور مطالعه در ریشه های مشترک موسیقی ایران و هند.

 

1335:

تهیه برنامه های " ساز و سخن" در شناخت موسیقی توسط وی و پخش در رادیو تهران

انتشار " سرگذشت موسیقی ایران" (ج2)

سفر وی به رومانی و فرانسه و نگارش سلسله مقالات" موسیقی هند" در مجله موسیقی.

 

1338:

استعفا وی از ریاست هنرستان موسیقی ملی.

 

1341:

تاسیس سازمان جدید موسیقی رادیو تهران در شورای متشکله از مشیر همایون شهردار، ضیا مختاری، روح الله خالقی، علی تجویدی، حسین علی ملاح و مرتضی حنانه.

سفر دوم وی به اتحاد جماهیر شوروی همراه با جمعی دیگر.

 

1342:

انتشار " موسیقی ایران" ( روح الله خالقی)

 

روح الله خالقی سال 1344 بدرود حیات گفت.

                                                   یادش گرامی و جاودانه باد.

 

 

+ نوشته شده توسط مهدیه در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 15:56 |

تاریخ موسیقی ایرانی که همواره با هنر و ذوق ایرانی همراه و همقدم بوده است را می توان به دو قسمت قبل و بعد از اسلام تقسیم کرد . مورد بعد از اسلام را تا موسیقی معاصر ادامه می دهیم اما در مورد قبل از اسلام باید تقسیم بندی هایی را انجام دهیم : دوره ی قبل از مادها . مادها . پارس ها و هخامنشیان . پارت ها و اشکانیان . ساسانیان .


قبل از مادها

این دوره که از هشت قرن قبل از میلاد تا قبل است شواهد بسیاری از جمله سنگ ها و سطوح حکاکی شده کتاب ها و دست نوشته ها را با خود به همراه دارد . مهمترین اثر یافت شده در مورد موسیقی این دوره " مهر چغامیش " می باشد که متعلق به 3500 سال قبل از میلاد است .
برای بررسی این دوره باید اثر تمدنهایی چون بابل و اشور و ایلام را - که متاسفانه چیز زیادی از انها باقی نمانده - مورد بررسی قرار داد . اما شواهد اندک پیدا شده نیز خود صحت وجود موسیقی را در این دوره تصدیق می کند . به طوری که ساخت سازهای سنتور و تنبور را به این دوره نسبت داده اند .

دوره ی مادها

مادها - که در اصل اریایی بودند - دولتی در ایران باستان تاسیس کردند . مهمترین موسیقی ان دوران نغمات موسیقایی گات بوده است .

دوره ی هخامنشیان ( 320 تا 550 سال قبل از میلاد)

در کنار نغمات گات ها نوع دیگری از موسیقی با نام موسیقی رزمی و همچنیم موسیقی بزمی در این دوره ساخته شد . طبل های این دوره جنگجویان را با انگیزه به میدان های نبرد راهی می کردند و تنبورها و نی ها از انها در جشن پیروزی به گرمی استقبال می کردند .

دوره پارت ها ( 250 قبل از میلاد تا 224 بعد از میلاد (

این دوره که با حمله اسکندر به ایران همراه شد ( قابل ذکر است که بعضی از مورخان وجود اسکندر و نبرد او با ایران را بزرگترین دورغ تاریخ می دانند و بر این باورند که شخصی با این نام و با این ملیت وجود نداشته است و اسکندر صرفا جنگجویی ایرانی و از مخالفان داخلی هخامنشیان بوده است . نویسنده ) موسیقی جدیدی را به ایران وارد کرد . وارد شدن موسیقی به این معنا نبود که موسیقی را از کشوری دیگر به ایران وارد کنند بلکه در این دوره موسیقی ازاد و مردمی شد و از بند دولت و دربار گریخت .
در این دوره افرادی چون : بخشی ها در خراسان یا گوسان ها در تمامی مناطق ظهور کردند .

دوره ی ساسانیان (224-652 بعد از میلاد (

در این دوره باید به پیدایش " باربد ها " در تیسفون ( پایتخت ساسانی ) اشاره کرد . این دوره با پیدایش هفت خسروانی همراه بود که به جرات باید گفت سرمنشا موسیقی امروز ایران بوده است .

 

قبل از دوره ی دستگاهی :

این دوره دوره ای بود که مسلمانان دعوت اسلام را پذیرفته بودند ( البته به عقیده ی برخی مورخان : نه حمله ی اعراب دعوت به حساب می امد و نه اجبار مسلمانان به پذیرفتن پاسخ دادن به این دعوت بود . نویسنده ) و دروازه های ایران را بسوی ارمانهای اسلام بروی خود گشوده بودند .
امدن اسلام از هر دیدی که بنگریم در کشور ما باعث وقوع اتفاقاتی شد . به خوب و بد موضوع کار نداریم که از این مجال خارج است اما باید اقرار کرد که هم در فرهنگ و هم در زندگی ما تاثیر بسزایی گذاشت . موسیقی ما هم طبیعتا از این روند خارج نبود .
موسیقی ما در این دوره کمی ایینی تر جلوه کرد . ایرانیان - که در تمام دوره ها هوش و ذکاوت خود را در حفظ ارمانهای ایرانی نشان داده بودند - این نوع موسیقی ایینی را به سمت عرفان ایرانی سوق دادند . در این میان به نی نوازی مولانا جلال عارف نامی این مرز و بوم باید اشاره کرد که بهترین نوع موسیقی ایینی بوده است .

در برحه ای از زمان اکثر نقاط ایران خود را به عنوان خطه ای صاحب موسیقی و علاقه مند معرفی کردند ( این واقعه حدود صد سال بعد از نوع مشابه ان در ژاپن رخ داد . به طوری که صد سال پیش از ایرانیان موسیقی ژاپن از چنگ راهبان و خدایان و درباریان خارج شد و به عامه ی مردم رسید . نویسنده ) و موسیقی مقامی در ایران شکل گرفت . به خاطر زیر سلطه بودن ایران در زمان اعراب امروزه کشورهای عربستان عراق و ... را نیز می یابیم که دارای موسیقی مقامی می باشند اما لازم به ذکر است که اولین نوع این موسیقی متعلق به ایرانیان بوده است .
به خاطر تنوع طلبی ایرانیان و اینکه ایرانیان همیشه خواهان برتری نسبت به سایر اقوام بودند چندین سده بعد از پیدایش موسیقی مقامی موسیقی دستگاهی در ایران شکل گرفت .


دوره ی دستگاهی :

این دوره اوج اعتلای موسیقی در ایران می باشد . شروع ان از چندین سده بعد از اسلام است و تا کنون در میان ایرانیان به عنوان موهبتی تاریخی نگاه داشته می شود . بله ... نگاه داشته شدن نه به عنوان میراثی شی گونه . بلکه به عنوان فرهنگی که امروزه انرا فرهنگ شفاهی می نامند . فرهنگی که در ان انسان به اوج انسانیت دست می یابد . در کنار موسیقی درس عشق می گیرد و نظام اخلاقی خویش را استوار می سازد .

موسیقی دستگاهی از جمع اوری تک تک مقام ها ( از خراسان گرفته تا خوزستان ) گرد امده است .
گنجها را فشرده کردند و مانند نگینی در انگشتر پایتخت قرار دادند .
و امروزه شاهد موسیقی دستگاهی - ردیف هستیم . انرا می اموزیم . اموزش می دهیم . می نوازیم و از خود یادگاری می گذاریم . ردپایی یا سندی در تاریخ بر موجودیت موسیقی درست و اصیل ایرانی که متاسفانه امروزه رو به زوال رفته و با موسیقی سنتی اشتباه گرفته می شود ...

+ نوشته شده توسط مهدیه در شنبه ششم آبان 1385 و ساعت 12:28 |
این وبلاگ بهانه ای است برای اینکه باهم باشیم و برای هم...

برای شما، برای من و برای همه آنهایی که حرف ناگفته ای در باب موسیقی اصیل و سنتی ایران دارند.هدف اصلی من در این جمع باصفا اطلاع رسانی نیست، چه بسا سایت ها وبلاگ هایی که در این باره بسیار سخن گفته اند.

من و استاد عزیزم آقای زاهدی ـ پشنهاد ساخت این وبلاگ از ایشان بود.ـ  بر آن شدیم تا سرایی بسازیم پر از صفا و مهر برای همه بچه های اهل موسیقی سنتی. تا ارج نهیم این میراث ماندگار و کهن را...

تنهایمان نگذارید...

 

+ نوشته شده توسط مهدیه در شنبه ششم آبان 1385 و ساعت 12:11 |